|
اسرا واقعى ونهان تواKUNGFUTOA
|
احمدي نژاد: ناجوانمردانه نوشتند كه موقع ناهار
، يك ظرف هم براي امام زمان روي ميز مي چينم
دكتر محمود احمدي نژاد، رئيسجمهوري اسلامي ايران، وبلاگ خود را به روز كرد و طي آن از تهمت هايي كه به وي زده مي شود ، انتقاد كرد.
رئيس جمهور در جديدترين يادداشت وبلاگ شخصي خود با عنوان "امام خميني، سياست مدار يا حقيقت مدار؟"، نوشت:
در عصر امام خميني (ره)، لياقت آن را يافتيم كه به چشم خود، دو فرهنگ سياسي متفاوت را به موازات يكديگر، تجربه و مقايسه كنيم. در يكسو، "سياستمداراني" بوده و خواهند بود كه تنها بر مدار سياست و قدرت و چرتكه اندازيهاي عادي و مادي، تحليل مي كنند و تصميم مي گيرند.آنان هيچ وقت و هيچ كجا، دست خدا و مديريت الهي را نمي بينند و هرگز، حتي هالهاي از نور عنايت خدا را كه در عصر خميني عزيز بر اين ملت باريدن گرفت، مشاهده نمي كنند. اصطلاحا مذهبي اند اما نه اهداف و نه طرز محاسبات سياسيشان، با اهداف و با طرز محاسبات ماديون عالم، تفاوتي ندارد. منكر تدبير الهي و دست غيب خدا در عرصه انقلابند و درست مثل ماترياليستهاي عالم، حضور خدا و حجت خدا را در تحولات عالم و سير تاريخ بشر انكار مي كنند و اي كاش فقط انكار مي كردند، به سخره مي گيرند و نيشخند مي زنند.
اما خط دوم، خط خميني است كه نه "سياستمدار"، بلكه "حقيقتمدار" بود. او سياست را هم از منظر معنوي مي ديد، دست خدا را بالاتر از همه دستها به وضوح مي ديد، در هيچ مرحله اي از مراحل مبارزه، ماده را مستقل از معني نديد و هرگز تن به محاسبات صرفاً مادي نداد و هرچه مي شد و مي كرد به خدا و عالم بالا نسبت مي داد. انقلاب را كار خدا مي خواند، جمله هاي او با خدا آغاز مي شد، مي گفت قلب مردم را خدا منقلب كرد، خرمشهر را خدا آزاد كرد، ابرقدرتها به اذن خدا نابود خواهند شد، فتوحات رزمندگان را فتح الهي مي خواند زيرا فتح بدست اوست " و ما رميت اذ رميت و لكن الله رمي".
در معجزه طبس كه طوفان شن، جنگنده هاي مهاجم آمريكايي را نابود كرد و دقيقا آنگاه كه دوست و دشمن، مشغول تفسيرهاي صرفا سياسي و نظامي از ماجرا بودند او صريحاً اعلام كرد كه آن شن ها مأمور خدا بودند. او تحول ملت ايران را تحولي الهي مي دانست و مي گفت "اين يك امر غير عادي است كه حاصل شده" و "از اول انقلاب و پس از پيروزي تاكنون هرچه ديديم معجزات بوده است". او مي گفت "جنود غيبي همانطور كه در صدر اسلام بود همان تاييدات غيبي ملائكه الهي امروز هم با ماست" و "بدون توجه خاص حضرت بقيه الله (عج) كاري نمي توانيم بكنيم". او همه جا جنود خداوند را مي ديد و از همه چيز، تفسيري الهي و ماوراء مادي داشت بي آنكه سلسله عوامل ظاهري و طبيعي را انكار كند.
همه جا نام مبارك ولي خدا، حضرت صاحب الامر (عج) را به عنوان صاحب اصلي انقلاب و آنكه اين انقلاب را بايد تحويل او بدهيم برزبان مي آورد، پيروزي هاي جبهه را به نام آن حضرت، به ثبت مي رساند و پيشرفت انقلاب و اقبال دلها به اين نهضت را محصول عنايت ناجي بشريت و برپا كننده عدل جهاني مي ناميد و انقلاب خود را مقدمه انقلاب جهاني ايشان مي دانست.
او همه چيز را تحت عنايت الهي و نظارت حجت خدا مي ديد و همانگونه كه آن روز، برخي گروههاي سياسي، اين طرزتعبير را مصداق ارتجاع و خرافه مي ناميدند امروز نيز كساني، ديگر حتي هاله اي از نور هم نمي بينند، خداوند را از محاسبات سياسي خود، كنار گذاشته اند و مي خواهند خود صاحب و مالك انقلاب باشند، حال آنكه در منطق خميني بزرگ، صاحب اصلي انقلاب، حجت خدا و توده هاي مردم بودند.
اينان، همان سياستمداران و قدرتمداراني هستند كه اگر مذهبي هم باشند، جهانبيني مذهبي ندارند و تنها از ادبيات مذهبي، استفاده مي كنند، و الا اگر همچون خميني كبير، توحيد افعالي را پذيرفته بودند، ولايت تكويني حضرت ولي عصر (عج) به اذن خدا را مورد تمسخر، قرار نمي دادند و هاله هاي نور را نه فقط در گوشه اي از عالم انكار نمي كردند، بلكه عالم را سراسر غرق در نور عنايت و تدبير خداوند مي ديدند.
امام عارفان به ما آموخت كه سياست را و همه چيز را از چنين چشم اندازي بنگريم و همه جا و در همه چيز و در همه پيروزي ها، دست خدا و عنايت حجت خدا را ببينيم و هيچ حسنه اي را به خود، و هيچ سيئه اي را به خدا نسبت ندهيم و پيروزي ها را اتفاقي ندانيم و نگوييم فلان حادثه، اتفاق افتاد و هيچ پيروزي را نيز مغرورانه به خود نسبت ندهيم.
در منطق امام خميني، نبايد از محاسبات مادي ذره اي غافل شويم، اما هرگز نبايد در محاسبات مادي نيز غرق شد. او حتي در فرو ريختن چهارده كنگره كاخ كسري هنگام تولد پيامبر اعظم (ص) علامتي معنوي بر وقوع انقلاب اسلامي ايران در قرن چهاردهم هجري مي ديد، در هر حادثه ظاهرا طبيعي، يك زمينه ماوراءطبيعي و دست خدا را مي ديد و همه پيشرفت ها و پيروزي هايي را كه نابينايان خودبين به خود منتسب مي كردند، او كه نايب مهدي (عج) بود به مهدي (عج ) متعلق مي دانست و همه را از بركت او مي ديد.
من امروز نيز فقط و فقط، تحليل هاي سياسي از نوع امام (ره) را موفق مي دانم و حال كه تبديل جنبش ظاهراً كوچك پانزده خرداد به يك نهضت عظيم و بين المللي از شرق آسيا تا قلب اروپا و از آسياي ميانه تا عمق آفريقا را مي بينيم، مي توانيم آزمون موفق اين چشم انداز را حتي با چشم مادي هم ببينيم و هرچه هم قسي القلب باشيم، نمي توانيم هاله هاي نور خدا را منكر شويم. هركس نمي بيند به كوري خود اعتراف كرده است.
وقتي به چشم ديديم كه "پيشرفت هاي عظيم علمي و اقتصادي" دهه سوم انقلاب، چگونه نتيجه عملي تحريم ها و محاصره اقتصادي دهه اول و دوم است، در حالي كه نتيجه عادي و طبيعي تحريم ها بايد به ضعيف شدن ما منجر مي شد ولي برعكس صد بار قويترمان كرده است، چگونه مي توانيم هاله ها و امواج نور الهي را نبينيم؟! اگر شن هاي طبس مامور خدا بودند و اگر صاحب اصلي انقلاب دلواپس اين انقلاب است، پس چگونه است كه كساني از دعوي مديريت الهي عالم، تعجب كرده و آن را مورد تمسخر قرار مي دهند؟!
وقتي محاصره نظامي و حضور اشغالگران در شرق و غرب و شمال و جنوب كه طبق محاسبات مادي، بايد به ترس و ضعف و تسليم يا حتي فروپاشي جمهوري اسلامي مي انجاميد، پس از 5 سال، كاملاً نتيجه عكس داده و جمهوري اسلامي، قدرت اول منطقه و يكي از چند قدرت تأثيرگذار در سطح جهان شده است، آيا اين چيزي جز مديريت الهي است؟ و آيا مصداق بارز عنايت حجت خدا كه متولي همه امور از طرف خدا و واسطه فيض و هدايت اوست، نيست؟
آيا اين همان دست غيبي و ولايت باطني حضرت صاحب الامر (عج) نيست كه امام بارها مي گفت كه در حوادث مختلف، مي بينيم كه گره هاي فروبسته چگونه به طرز غير طبيعي و ماوراء طبيعي، گشوده مي شود در حاليكه هيچ كاري از ما بر نمي آمده و گاه ما حتي از اصل خطري كه ما را تهديد مي كرده است، بي اطلاع بوده ايم و مقام معظم رهبري نيز چندين بار اين مضمون را از امام عزيز نقل كرده اند.
اگر عده اي فريبكارانه تلاش مي كنند اين حقيقت را به طرز فكر باطل حجتيه نسبت دهند، تحريف بي ثمري است. تفكر حجتيه اي، از مفهوم "مهدويت و انتظار"، فرهنگ تسليم و سازش و تفكيك دين از سياست را نتيجه مي گرفت و به "نفي تكليف" مي رسيد. حال آنكه امام كه همواره خود و نهضت را زير سايه حضرت مي ديد، فرهنگ انتظار و مهدويت را پشتوانه مبارزه و جهاد و سياست معنوي و انقلاب الهي خود مي خواند و به "اثبات تكليف" مي رسيد و اين تفاوت بسيار مهمي است.
امام كه از ولايت تكويني "انسان كامل" و "ولي خدا" و از مديريت و هدايت حضرت همچون خورشيدي كه از پس ابر، همچنان نور و انرژي مي بخشد سخن مي گفت و هرگز نه تعيين وقت براي ظهور كرد و نه مشكلات و كمبودها را به پاي حضرت نوشت، آيا او ادعاي الوهيت يا ربوبيت براي حضرت و يا براي خود كرد؟ آيا اگر صاحب اصلي انقلاب را حضرت ولي عصر (عج) مي دانست، قصد خرافه پردازي يا عوام فريبي و سلب تكليف از خود را داشت؟!
براي من جالب و در عين حال مايه تأسف بود كه چگونه يادآوري همين عقايد واضح شيعي و ديدگاه صريح امام (ره) با وسعتي عجيب و تحريفهايي ناجوانمردانه از چپ و راست مورد حمله قرار گرفت!
نوشتند كه احمدي نژاد در هيئت دولت موقع نهار، يك ظرف غذا هم براي حضرت روي ميز مي چيند! احمدي نژاد در دوره شهرداري، مسير حركت كاروان حضرت از مكه به تهران را پيشاپيش آسفالت كرده است! احمدي نژاد مدعي ارتباط با حضرت شده و گران شدن برنج را، محصول مديريت حضرت و تصميم ايشان دانسته است! و اين در حالي بود كه من چند بار گفته ام كه برخي گرانيها، و نه همه آنها، اتفاقاً محصول مديريت پنهان و ائتلاف مافيائي در بازار با برخي سياستمداران از همان نوعي كه گفتم و كار كساني است كه پس از سه سال، هنوز هم رأي مردم را فصل الخطاب ندانسته و به اراده مردم در انتخابات رياست جمهوري نهم، تسليم نشده اند و از مردم و دولت، يكجا انتقام مي گيرند.
متأسفانه آنانكه مسئول رسيدگي و اجراي عدالت اند نيز اصل وجود مفسدين اقتصادي را منكر مي شوند و گويا پيام هشت ماده اي رهبري را هم شعاري و عوام فريبي مي دانند! مشاهده نور خدا در عالم سياست و در فتوحاتي كه پياپي در لبنان فلسطين تا عراق و ايران و حتي در نيويورك، به نفع ارزشهاي انقلابي و اسلامي واقع مي شود، براي آنان كه در دامان فرهنگ توحيدي امام خميني پرورش يافته اند و براي نسل انقلاب چيز عجيبي نيست بلكه نديدن اين هاله هاي نور است كه عجيب وعيب است.
آري، حجت خدا، زنده و حاضر است و ادامه حيات در روي زمين، به اذن خدا، پيوسته به حضور حجت الهي در زمين است و حضرت، اين انقلاب را و شيعه و مسلمين را و بلكه مستضعفين عالم را به حال خود، رها نكرده و نخواهد كرد. آري هرگز خداوند خود را كنار نكشيده و امور عالم و آدم را به كسي جز خود واگذار و تفويض نكرده و اين تفكر غاليان است اما خداوند از طريق ولي و حجت خود، عالم را مديريت و تدبير مي كند و مفهوم ولايت تكويني اولياي الهي، همين است.
ما مفتخريم كه سياستمدار به آن معني كه در ابتدا گفته شد نيستيم و ان شاء الله هرگز هم نخواهيم شد. ما بايد همچون امام خميني (ره) باشيم كه خود را در محضر خدا و عامل اجرايي دين خدا و در خدمت حجت خدا مي ديد و نه براي خود، استقلال و منيتي قائل بود و نه براي دشمنان و ابرقدرتها، كمترين حيثيت و قدرتي مي ديد. و لذا نه مي ترسيد، نه مأيوس مي شد و نه هرگز دچار غرور مي گشت.
سالگرد 14 و 15 خرداد، فرصتي براي بازگشت به جهانبيني توحيدي و هاله معنوي خميني بزرگ است و ملت ما هم انتظار فرج از نيمه خرداد مي كشد.
اين دولت در سه سال گذشته كوشيده است با جهان بيني امام راحلمان، به صحنه بنگرد و تفكر معنوي آن مجاهد عارف را خرافه نمي داند. سراسر زيارت جامعه كبيره كه امام آن را ترك نمي كرد حاوي همين جهان بيني توحيدي و شيعي است و در عين حال اين دولت هرگز ضعف ها و خطاهاي احتمالي خود را در عرصه سياست يا اقتصاد به پاي امام و والاتر از او حضرت وليعصر (عج) ننوشته و امروز كه با افتخار و كمال قدرت، سال چهارم خود را نيز از مبدأ 15 خرداد با نشاطي همچون سال اول و روز اول به قصد تحولات بزرگ در عرصه هاي مهم مديريت و اقتصاد كشور آغاز مي كند، شجاعانه مسئوليت آن را مي پذيرد و صادقانه، بر وجود موانع ساختاري و سياسي و مافيايي نيز تأكيد مي كند.
اما به دور از هر نوع بهانه جويي و عافيت طلبي، اعلام مي كند كه تا آخرين ساعت و دقيقه اين دولت، به وظيفه خود در برابر خدا و مردم، عمل مي كنيم و با استفاده از نخبگان همفكر، موانع را به لطف خدا كنار مي زنيم زيرا چنانچه پيشتر نيز گفته ام، بدون اصلاح بزرگ در سامانه اقتصادي كه اركان آن عبارتند از "نظام مالياتي"، "گمرك و واردات و صادرات"، "نظام تأمين اجتماعي"، "نظام پولي و بانكي"، "نظام يارانه ها"، و "سيستم توزيع كالا و تجارت داخلي"، نه توسعه مداران به توسعه خواهند رسيد و نه عدالتخواهان به عدالت، نزديك خواهند شد و اين دولت كه در پي "توسعه عدالت محور" است با همه قدرت و پشتيباني ملت و حمايت رهبري و همكاري مجلس به فضل خدا در اين يكسال، كليد تحولات بزرگ علمي و حساب شده در اين عرصه ها را خواهد زد.
اگر دهه چهارم انقلاب، دهه "پيشرفت و عدالت" است، بدون تغييرات بزرگ در اين چند عرصه، هيچ كاري نمي توان كرد. هنر بزرگ، آن است كه به خداوند، اعتماد كنيم و "مردم" را باور كنيم، هاله هاي نور را ببينيم و به عنايت حضرت (عج)، دلگرم باشيم، و راه خميني عزيز را نه با زبان، كه با ذهن و قلب و دست، ادامه دهيم، نسخه هاي ترجمه اي را تبديل به متن مقدس نكنيم و به عقل و تجربه و انديشه ايراني و جوانان دانشگاهي خود نيز احترام بگذاريم زيرا چنانكه امام عاشقان و مقتداي عاقلان گفت: "ما مي توانيم". ملت ما توانست و به فضل الهي بيش از اين ها نيز خواهد توانست.
آقا تهراني: صحبت از هاله نور در شرايط خاص خودش بوده است
مرتضي آقاتهراني ، وجود صندلي خالي براي امام زمان (عج) در هيأت دولت را تكذيب كرد و گفت: صندلي خالي در هيات دولت وجود ندارد. من هر هفته به جلسه هيات دولت مي روم. صندلي خالي، صندلي من را مي گويند وگرنه دروغ است كه در هيات دولت يك صندلي خالي ويژه امام عصر(عج) است. برخي مي خواهند از دولت انتقاد كنند، صحيح اما نبايد انتقاد به تخريب برسد.
استاد اخلاق هيأت دولت و نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي گفت: آقاي احمدي نژاد ، اعتقاد جدي به امام عصر(عج) دارند. نمي دانم اطلاع داريد يا نه، مسلمان واقعي يعني اينكه هميشه باور داشته باشد كه امام زمان(عج) او را در زندگي اش زير نظر دارد. از احمدي نژاد مي خواهيد اين اصل را فراموش كند؟
وي همچنين بدون تكذيب فيلم ديدار آيت الله جوادي آملي و احمدي نژاد كه در آن صحبت هايي درباره هاله در سازمان ملل مطرح شده است ، گفت: اين صحبت ها در شرايط خاص خودش بوده است. مثال مي زنم. ممكن است يك نفر از جلوي در خانه من رد شود و آن لحظه من در حال فرياد زدن باشم، آيا مي تواند برود بگويد فلاني سر خانواده اش هميشه فرياد مي زند. يا اينكه پيش يكي از آيات بروم و بگويم كه خوابي بد ديدم، برايم استخاره كنيد. آيا اخلاقي است كه برويد بگوييد فلاني هميشه استخاره مي گيرد؟
وي كه با روزنامه اعتماد (منتقد دولت) گفت و گو مي كرد ، به سوالاتي در باره ادبيات احمدي نژاد در به كار گيري هاله نور و مديريت امام زمان (عج) و ... نيز پاسخ داد كه در در زير مي آيد:
- جناب آقاي آقاتهراني، شما به عنوان استاد اخلاق هيات دولت، شايد بيشتر از ساير نزديكان احمدي نژاد با روحيات مذهبي وي آشنا باشيد و بهتر بتوانيد ماجراي «هاله نور» را براي ما شرح بدهيد.
اول بهتر است به اين سوال پاسخ بدهيم كه «هاله نور» چه زماني مطرح شد، چه كساني فيلم آن را پخش كردند و با چه نيتي؟
- اينكه مشخص است. يك سايت منتسب به اصولگرايان؛ ديدار آيت الله جوادي آملي با شخص رئيس جمهور. غير از اين است؟
نه. منظورم اين است كه آيا توجه كرديم اصل ماجرا در چه شرايطي مطرح شد. بايد منصف باشيد و ببينيد آقاي احمدي نژاد اين موضوع را كجا گفتند و به چه كساني؟ اصل ماجرا به چه صورت بوده است؟ بدون پاسخ به اين سوال ها و تنها پرداختن به بخشي از موضوع از لحاظ اخلاقي، سياسي و رسانه يي صحيح نيست.
- اما يك فيلم موجود است. اظهارنظري شد كه هر چند سخنگوي دولت تكذيب كرد ولي دوباره مطرح شد.
اين نگاه بي انصافي است. حالا در ديداري كه رئيس جمهور با آيت الله جوادي آملي داشتند كه محرمانه و كاملاً شخصي هم بوده صحبت هايي صورت گرفته است. شما اول بگوييد آيا قبول داريد بين رئيس جمهور و علماي قم ارتباطي هست يا نه؟ رئيس جمهور در بسياري از موارد با آيات عظام مشورت مي كنند.
- اما اصل سخنان ايشان كه معتقد به وجود «هاله نور» هستند، دوباره در وبلاگ ايشان تاييد شده است.
اين صحبت ها در شرايط خاص خودش بوده است. مثال مي زنم. ممكن است يك نفر از جلوي در خانه من رد شود و آن لحظه من در حال فرياد زدن باشم، آيا مي تواند برود بگويد فلاني سر خانواده اش هميشه فرياد مي زند. يا اينكه پيش يكي از آيات بروم و بگويم كه خوابي بد ديدم، برايم استخاره كنيد. آيا اخلاقي است كه برويد بگوييد فلاني هميشه استخاره مي گيرد؟
- شما تنها با اين مساله مخالفيد كه چرا اين فيلم علني شده؛ اما آن طرف ماجرا سوال اين است كه به هر حال اين اتفاق افتاده است.
پس چرا در سال آخر دولت دوباره اين ادبيات خاص مرسوم مي شود؟
شما چه دشمن احمدي نژاد باشيد و چه دوستش نبايد به اين موضوع بپردازيد. صحبت هاي ايشان در وبلاگ شان هم يك موضوع كلي بود و اشاره يي به فيلم مذكور نداشت.
- «هاله نور»، «مديريت امام زمان(عج)»، «دولت امام زمان(عج)» و امثال آن ادبيات مرسوم رئيس جمهور است. شما كه استاد اخلاق هستيد و يك روحاني آيا اين ادبيات را مي پذيريد؟
در مورد اين بحث هاي اخير، باز هم اصرار دارم كه همه مي خواهند نگاهي سياسي به صحبت هاي احمدي نژاد داشته باشند. جناح راست و چپ هم ندارد. به هر حال آيا شما قبول داريد كه كشور، كشور امام زمان(عج) هست يا نه؟
- موضوع اعتقادات مذهبي نيست، سوال اين است كه چرا آقاي احمدي نژاد در مقابل مشكلات ناشي از سياست هاي دولت، همه اتفاقات را به امام زمان(عج) ربط مي دهد تا پاسخگوي افكار عمومي نباشد؟
چرا تصور مي كنيد گفتن اينكه دست امام زمان(عج) در همه امور كشور در جريان است، فرافكني يا بازي دادن افكار عمومي است؟
- وقتي به دو شهر مذهبي مشهد و قم مي روند و برخلاف انتظارشان، با شعارهاي مردم در باب گراني و تورم روبه رو مي شوند چرا به جاي پاسخ دادن به اين مطالبه ملت، تنها اكتفا به اين صحبت مي كنند كه دولت نهم تحت حمايت «آقا» است؟
ايشان اعتقاد جدي به امام عصر(عج) دارند. نمي دانم اطلاع داريد يا نه، مسلمان واقعي يعني اينكه هميشه باور داشته باشد كه امام زمان(عج) او را در زندگي اش زير نظر دارد. از احمدي نژاد مي خواهيد اين اصل را فراموش كند؟
- احمدي نژاد مي گويد نديدن هاله نور عجيب است. شما كه استاد مذهبي دولت هستيد بفرماييد، نديدن هاله هاي نور اطراف دولت يا رئيس جمهور عجيب است يا اينكه پس از سه سال شعارهاي عدالت محورانه دولت نهم تحقق نيافته و مردم زير فشار تورم هستند؟
شما فقط بخشي از صحبت هاي ايشان را نگاه مي كنيد. چرا وقتي احمدي نژاد به مفاسد اقتصادي حمله مي كند، اين را مطرح نمي كنيد؟ ايشان يك ساعت از سخنراني شان مربوط به حضرت امام زمان(عج) بود، آن هم از بعد و مبناي اعتقادات استراتژيك دولت نهم. احمدي نژاد ادعا نمي كند كه با امام زمان(عج) ارتباط دارد. او ادعايي براي ارتباط با عالم غيب ندارد. برويد صحبت هايش را يك دور بخوانيد. مي گويد برويد طرف آقا درست مي شود.
-يعني آقاي آقاتهراني هم معتقد است كه اگر ما به طرف امام زمان(عج) برويم گراني حل مي شود؟ گراني به خاطر سياست هاي اشتباه دولت نهم است يا فرضاً دوري مردم از امام زمان(عج)؟
بياييد مرور كنيم. ايشان در كجا اين صحبت ها را مطرح كردند؟ يك بار قم رفتند و يك بار هم در جمع طلبه هاي مشهد. طلبه هاي مشهد با چنين ادبياتي آشنا هستند. احمدي نژاد اين حرف ها را در جمع مردم عادي كه نزد بلكه در جمع طلابي اين مبحث را مطرح كرد كه از لحاظ اعتقادي به اين باور رئيس جمهور نزديك هستند. آيا طلبه ها به اين صحبت ها اعتراض كردند؟ پس به صحبت هاي مذهبي ايشان نبايد خرده گرفت. ايشان حق دارند اعتقادات مذهبي شان را هم مطرح كنند.
-آقاي احمدي نژاد در جايي از مطلب وبلاگش به صندلي خالي براي امام زمان اشاره مي كند. همانند تكرار ماجراي هاله نور اما رد يا تكذيب نمي كند. اين را هم اعتقاد مذهبي تلقي كنيم؟
(خنده) نيست. صندلي خالي در هيات دولت وجود ندارد. من هر هفته به جلسه هيات دولت مي روم. صندلي خالي، صندلي من را مي گويند. وگرنه دروغ است كه در هيات دولت يك صندلي خالي ويژه امام عصر است. برخي مي خواهند از دولت انتقاد كنند، صحيح اما نبايد انتقاد به تخريب برسد.
-آيا فكر نمي كنيد اصرار زياد بر تكيه بر مسائل ماورايي باعث صدمه ديدن اعتقادات مردم شود؟ نگراني كه حتي اصولگراياني مانند افروغ و آيات عظام قم نسبت به آن هشدار دادند.
تا حالا از بسياري از موضوعات مذهبي غفلت داشتيم. بگذاريد يك بار هم از اين حلقه گمشده ياد كنيم. به هر حال خوب است كه به مردم اين موضوع را يادآوري كنيم كه شايد امام عصر(عج) هميشه بالاي سر ملت ايران بوده و ايشان ناظر بر اعمال ما هستند.
- معتقديد مردم از اين بعد دور شدند و احمدي نژاد رسالت احياي اين رابطه را هم برعهده دارد؟
بگذاريد مردم خودشان تصميم بگيرند، چه منتقد چه حامي دولت. رفتار برخي ها حكايت چوب لاي چرخ دولت گذاشتن است. من تصور نمي كنم بين مردم كسي پيدا شود كه از نقل اين اظهارات رئيس جمهور ناراحت باشد. مردم خودشان پيغام رئيس جمهور را از صحبت هايشان دريافت مي كنند و نيازي به تعبير و تفسير نيست.
داستاني مشابه زنجان با استاد روحاني
دنبال افشاي ماجراي دانشگاه زنجان ، يك دانشجوي دختر دانشگاه آزاد در تماس با روزآنلاين شرح رويداد مشابهي را كه در مورد خود وي رخ داده است تشريح كرد.
اين دانشجوي دختر دليل بيان اين ماجرا پس از گذشت قريب به يكسال و نيم از آن را، "يادآوري آن خاطره هولناك" پس از اطلاع از رسوايي اخلاقي معاون دانشگاه زنجان عنوان و از اينكه اين فرد متجاوز در دانشگاه زنجان رسوا شده است ابراز خوشنودي كرد.
اين دانشجوي دختر دانشگاه آزاد اسلامي يكي از واحدهاي اصلي تهران كه چندي است در مقطع كارشناسي رشته حقوق فارغ التحصيل شده است مي گويد: "در ترم پاياني تحصيل ام در رشته حقوق به دليل مشكلاتي كه در ايام امتحان پيدا كردم در درس فقه نتوانستم مطالعه لازم را داشته باشم و با عدم آمادگي در سر جلسه امتحان حاضر شدم".
وي افزود: "به دليل فشردگي و تداخل امتحانات در آن روز در جلسه امتحان اين درس به شدت دچار اضطراب شده بودم به نحوي كه استاد مربوط كه پيش از آن در سر جلسات درس به طور ضمني سعي در برقراري رابطه با من داشت متوجه اين موضوع شد و بالاي سر من آمد و گفت نگران نباشم. وقتي من شرايط خود را براي او توضيح دادم شماره دفترش را داد و از من خواست كه قبل از اعلام نمرات با او تماس بگيرم و قضيه را به او يادآوري كنم".
اين دختر دانشجو مي گويد از آنجا كه اين استاد يك فرد روحاني... بود ابتدا نسبت به تماس با او ترديد داشتم چرا كه چندي پيش تر يك استاد روحاني ديگر كه سن بالاتري هم داشت به دليل پيشنهاد ازدواج موقت به دانشجويان از دانشگاه اخراج شده بود، اما از آنجا كه وي شماره تماس دفترش در سازمان مركزي دانشگاه آزاد اسلامي (ساختمان اصلي دانشگاه در خيابان پاسداران كه دفتر جاسبي نيز در آنجاست) را به من داد اطمينان كردم و براي اطلاع از نمره امتحانم با دفتر وي تماس گرفتم. وقتي توانستم با اين استاد روحاني فقه تلفني صحبت كنم او به من گفت كه كمتر از يك نمره كم دارم و به اين ترتيب در اين درس مردود شده ام، قضيه را يادآوري كردم و او ضمن تاييد سخنان من پيشنهاد داد تا به دفترش بروم تا چند پاسخ را در ورقه امتحاني ام بنويسم تا مشكل حل شود.
اين دانشجو ادامه مي دهد: "وقتي به ساختمان سازمان مركزي دانشگاه آزاد رفتم و دفتر اين روحاني را ديدم متوجه شدم كه وي به عنوان يكي از معاونت هاي سازمان مركزي دانشگاه آزاد مشغول به فعاليت است. با مسئول دفترش هماهنگ كردم و داخل اتاق وي شدم. اين روحاني با روي گشاده من را پذيرفت و گفت كه به هيچ وجه نگران نمره نباشم و اين مساله اصولا اهميتي ندارد".
اين دانشجوي دختر مي افزايد: "در آن لحظات هرچقدر سعي مي كردم مشكلات خودم را توضيح بدهم و از او بخواهم كه ورقه امتحاني را به من نشان بدهد، اين استاد روحاني دائما بحث هايي از عرفان و عشق را در علوم اسلامي مطرح مي كرد، پس از مدتي هم كنار من نشست و ناگهان دستم را گرفت.بعد در حاليكه اضطراب و فشار زياد باعث لرزش دستانم شده بود او با ذكر حديثي از امام علي(ع) كه تا آن زمان نشنيده بودم، تقاضاي خود را از من مطرح كرد، در اين لحظه من دست اش را كنار زدم و شروع به دويدن كردم و از در اتاق خارج شدم."
اين دختر دانشجو مي گويد: "نكته اي كه براي من جالب توجه بود اينكه چهره هراسان و فرار من از اتاق اين مسئول دانشگاه آزاد به هيچ وجه توجه مسئول دفتر او را جلب نكرد و به نظر مي رسيد براي او مساله اي عادي باشد".
اين فارغ التحصيل رشته حقوق كه هدفش از طرح اين ماجرا را نه لزوما پيگيري فرد متهم بلكه اطلاع رساني و تذكر نسبت به دلسوزان عنوان مي كند ، ضمن توصيف وضعيت روحي خود پس از آن واقعه، ايام مزبوررا تلخ ترين روزهاي زندگي خود برمي شمرد و مي گويد كه كابوس آن را هميشه با خود همراه خواهد داشت.
وي همچنين مي گويد: "از آنجا كه هيچ تشكل دانشجويي فعالي در دانشگاه ما نبود و به دليل فضاي به شدت بسته دانشگاه آزاد جرات نكردم اين مساله را حتي با نزديك ترين دوستانم درميان بگذارم و تنها پس از اطمينان از فارغ التحصيلي به برخي از دوستان اين مساله را گفتم. در دانشگاه ها مساله پيشنهادات جنسي توام با تهديدهاي آموزشي و انضباطي تقريبا رواج دارد، اما همچنان اين سوال در ذهن من باقي است كه برخي مسئولان و به ويژه روحانيون كه سمتي دارند از چه حد اختيارات و چتر حمايتي در نظام اسلامي برخوردارند كه بدون واهمه در محل دفاترشان اقدام به تعرض به نواميس مردم مي كنند؟"
نديدن هاله نور عجيب است
«نوشتند كه احمدينژاد در هيات دولت موقع ناهار يك ظرف غذا هم براي حضرت (امام زمان) روي ميز ميچينه! [يا] احمدينژاد در دوره شهرداري مسير حركت كاروان حضرت از مكه به تهران را پيشاپيش آسفالت كرده است.» جملات فوق قسمتي از نوشته محمود احمدينژاد رئيسجمهور است كه سحرگاه ديروز يعني ساعت 20/4 صبح آن را در وبلاگ شخصي خود منتشر كرده است. احمدينژاد آخرين نوشته وبلاگ خود را اختصاص داده به انتقادهايي كه همواره از ابتداي رياست جمهوري متوجه او بوده و در روزهاي اخير شدت گرفته است. انتشار فيلم معروف ديدار احمدينژاد با آيتالله جواديآملي در سال نخست رياستجمهوري او كه احمدينژاد در آن به هاله نوري كه هنگام سخنراني در سازمان ملل اطراف او را فراگرفته، اشاره ميكند، موج انتقادات را متوجه او كرد. اگرچه غلامحسين الهام سخنگوي دولت صحت اين فيلم را تكذيب كرد، اما رئيسجمهور از همان زمان از سوي برخي روحانيون، علما و چهرههاي سياسي بهشدت مورد اعتراض و انتقاد قرار گرفت. پس از آن نيز ادبيات خاص رئيسجمهور سبب تداوم اعتراضات شد. تكيه احمدينژاد بر امدادهاي الهي و غيبي بهخصوص از سوي امام زمان(عج) كه در اكثر سخنرانيهاي او در جمع مردم شهرهاي مختلف كشور در سفرهاي استاني صورت ميگرفت نكتهاي نبود كه مورد اعتراض روحانيون و چهرههاي سياسي و مذهبي باشد اما برخي اظهارات او از قبيل سخناني كه سال گذشته در ديدار با استادان دانشگاه اميركبير ايراد كرد حجم انتقادات را نسبت به او افزايش داد. رئيسجمهور در جمع اساتيد اين دانشگاه هنگامي كه يكي از استادان از او پرسيد اين درست است كه دولت با امام زمان(عج) در ارتباط است، پاسخ داد: «ما با خود خدا ارتباط داريم.» اظهارات اينچنيني در سخنان رئيسجمهور در مناسبتهاي مختلف زياد به چشم ميخورد، اما اوج اين انتقادات به ماههاي اخير بهخصوص از وقتي كه گرانيها افزايش يافته بازميگردد. اغلب منتقدان وضع موجود در اظهارنظرات خود ضمن انتقاد از دولت، به موضوع امام زمان(عج) اشاره كردهاند. در سخنان اكثر آنها اين اعتراض وجود دارد كه نبايد بار مسووليت مشكلات و گرانيها را از دوش خود برداشت و امام زمان(عج) را مقصر همه مسائل دانست. آنها همچنين از وارد كردن مقدسات مردم در مسائل اجرايي انتقاد كردهاند.
از آخرين انتقادات صورت گرفته در اين زمينه ميتوان به اظهارات اخير حسن روحاني نماينده مقام رهبري در شوراي عالي امنيت ملي اشاره كرد. روحاني كه به مناسبت سالگرد ارتحال امام در سمنان سخن ميگفت با تاكيد بر لزوم تكيه بر «خويشتن» و تلاش براي پيشرفت گفت: «نمي شود دست روي دست گذاشت و گفت كه كشور، كشور امام زمان(عج) است. چرا بار مسووليت خود را روي دوش امام زمان(عج) مياندازيم؟»
نكتهاي كه روحاني به آن اشاره ميكند پيش از اين بارها و بارها از سوي ساير شخصيتهاي سياسي نيز بيان شده است. حجتالاسلام اسدالله كيانارثي، عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز نيز كه پيش از اين نماينده مجلس هم بوده در آخرين اظهارنظر خود كه روز گذشته ابراز شد با انتقاد از برخي ادعاها در رابطه با ارتباط با امام زمان(عج) گفت: «كسي كه مقدسات مردم را وارد مسائل اجرايي كند و با اعتقادهاي مردم بازي كند عمل خلافي انجام ميدهد و با اين كار شأن مقدسات را تنزل ميدهد.»
او ميافزايد: «آن چيزي كه در طول تاريخ شيعه براي همه روشن بوده اين است كه فردي كه به دليل روح زلال و صفاي باطن و تلاش و سلوكي كه داشته و توانسته به نحوي ارتباطي با امام زمان(عج) داشته باشد كمتر آن را بيان كرده است و آن فردي كه كمتر اطلاعات در اين زمينه دارد بيشتر ادعا ميكند.»
روحاني نيز در قسمتي ديگر از سخنان خود هنگامي كه به برخي فعاليتها براي خروج روحانيت از صحنه اشاره ميكرد از عوامفريبي در خصوص ادعاي ارتباط با امام زمان(عج) انتقاد كرد و گفت: «يك عده شياد شروع كردهاند كه ما صبحانه را با امام زمان(عج) بوديم و ظهر در فلانجا با امام زمان(عج) نماز ميخوانديم و حالا هم براي بعضي امور ميگويند كه آقا فرموده، ما قبلا در اينباره با شنيدن كلمه آقا ذهنمان به سوي رهبري ميرفت ولي حالا ميبينيم كه داستان ديگري است و آنها وقتي ميگويند آقا يعني امام زمان(عج) و اين بازي براي خارج كردن علما از صحنه است.» اما صريحترين انتقاد از احمدينژاد توسط مهديكروبي بيان شد كه وقتي وي اوايل امسال در جمع روحانيون مشهد از عنايت امام زمان(عج) به دولت سخن گفت، اين پرسش را مطرح كرد كه با اين اظهارات آيا بايد مردم تورم و مشكلات اقتصادي را به آن حضرت متوجه كنند؟احمدينژاد تاكنون در برابر انتقاداتي كه در اين زمينه ميشد، سكوت اختيار كرده بود. اما به نظر ميرسد وسعت و عمق انتقاد از رئيسجمهور شدت يافته چراكه او تصميم ميگيرد در وبلاگ شخصي خود به اين موضوع بپردازد. وبلاگ شخصي رئيسجمهور جايي است كه او معمولا توجيه تئوريك و نظري تصميمات و سخنان خود را در آن منعكس ميكند؛ اظهاراتي كه معمولا آنها را در سخنرانيهاي رسمي يا در جمع مردم بيان نميكند. احمدينژاد در مقام دفاع از خود به برخي اظهارات و گفتههاي امام خميني استناد كرده است. احمدينژاد در وبلاگ خود مينويسد: «او [امام خميني] سياست را هم از منظر معنوي ميديد، دست «خدا» را بالاتر از همه دستها به وضوح ميديد و هرچه ميشد و ميكرد به «خدا» و عالم بالا نسبت ميداد. انقلاب را كار «خدا» ميخواند، جملههاي او با «خدا» آغاز ميشد، ميگفت قلب مردم را «خدا» منقلب كرد، خرمشهر را «خدا» آزاد كرد، ابرقدرتها به اذن «خدا» نابود خواهند شد، فتوحات رزمندگان را فتح الهي ميخواند زيرا فتح به دست اوست.
در معجزه طبس كه توفان شن، جنگندههاي مهاجم آمريكايي را نابود كرد و دقيقا آنگاه كه دوست و دشمن، مشغول تفسيرهاي صرفا سياسي و نظامي از ماجرا بودند او صريحا اعلام كرد كه آن شنها مامور خدا بودند.
جملاتي كه او نقل قول مستقيم از خدا كرده است، همگي به اراده «خدا» اشاره دارد و نه امداد غيبي.»
او در ادامه نوشته خود كه نقل قول مستقيم از امام نميكند ميگويد: «...[امام] همه جا نام مبارك ولي خدا، حضرت صاحبالامر(عج) را به عنوان صاحب اصلي انقلاب و آن كه اين انقلاب را بايد تحويل او بدهيم بر زبان ميآورد، پيروزيهاي جبهه را به نام آن حضرت به ثبت ميرساند و پيشرفت انقلاب و اقبال دلها به اين نهضت را محصول عنايت ناجي بشريت و برپا كننده عدل جهاني ميناميد و انقلاب خود را مقدمه انقلاب جهاني ايشان ميدانست.» احمدينژاد در اعتراض به منتقدين خود مينويسد: «براي من جالب و در عين حال مايه تاسف بود كه چگونه يادآوري همين عقايد واضح شيعي و ديدگاه صريح امام(ره) با وسعتي عجيب و تحريفهايي ناجوانمردانه از چپ و راست مورد حمله قرار گرفت!» او ادامه ميدهد: «اينان، همان سياستمداران و قدرتمداراني هستند كه اگر مذهبي هم باشند، جهانبيني مذهبي ندارند و تنها از ادبيات مذهبي استفاده ميكنند، والا اگر همچون خميني كبير، توحيد افعالي را پذيرفته بودند، ولايت تكويني حضرت وليعصر(عج) به اذن خدا را مورد تمسخر قرار نميدادند و هالههاي نور را نه فقط در گوشهاي از عالم انكار نميكردند، بلكه عالم را سراسر غرق در نور عنايت و تدبير خداوند ميديدند.»
احمدينژاد در ادامه باز هم به كساني كه «هاله نور» را تكذيب ميكنند و آن را نميبينند اشاره ميكند و مينويسد: «همانگونه كه آن روز، برخي گروههاي سياسي، اين طرز تعبير [تعابير امام (ره)]را مصداق ارتجاع و خرافه ميناميدند امروز نيز كساني، ديگر حتي هالهاي از نور هم نميبينند، خداوند را از محاسبات سياسي خود كنار گذاشتهاند و ميخواهند خود صاحب و مالك انقلاب باشند، حال آنكه در منطق خميني بزرگ، صاحب اصلي انقلاب، حجت خدا و تودههاي مردم بودند.»
احمدينژاد در بخش ديگري از نوشته خود به موضوع گرانيهاي اخير اشاره ميكند و باز هم مسووليت گراني را از دوش خود و دولتش برميدارد: «نوشتند كه احمدينژاد در هيات دولت موقع ناهار، يك ظرف غذا هم براي حضرت روي ميز ميچيند! احمدينژاد در دوره شهرداري، مسير حركت كاروان حضرت از مكه به تهران را پيشاپيش آسفالت كرده است! احمدينژاد مدعي ارتباط با حضرت شده و گران شدن برنج را، محصول مديريت حضرت و تصميم ايشان دانسته است! و اين در حالي بود كه من چندبار گفتهام كه برخي گرانيها و نه همه آنها اتفاقا محصول مديريت پنهان و ائتلاف مافيايي در بازار با برخي سياستمداران از همان نوعي كه گفتم و كار كساني است كه پس از سه سال، هنوز هم راي مردم را فصلالخطاب ندانسته و به اراده مردم در انتخابات رياستجمهوري نهم تسليم نشدهاند و از مردم و دولت، يكجا انتقام ميگيرند.»
او در حالي كه باز هم «بر وجود موانع ساختاري و سياسي و مافيايي تاكيد ميكند، مينويسد: «اين دولت هرگز ضعفها و خطاهاي احتمالي خود را در عرصه سياست يا اقتصاد به پاي امام و والاتر از او حضرت وليعصر (عج) ننوشته و صادقانه بر وجود موانع ساختاري و سياسي و مافيايي تاكيد ميكند.»
او در ادامه در حالي كه قوه قضائيه را متهم ميكند، نديدن هاله نور را عجيب و عيب ميداند و مينويسد: «متاسفانه آنان كه مسوول رسيدگي و اجراي عدالتاند نيز اصل وجود مفسدين اقتصادي را منكر ميشوند و گويا پيام هشت مادهاي رهبري را هم شعاري و عوامفريبي ميدانند! مشاهده نور خدا در عالم سياست و در فتوحاتي كه پياپي در لبنان، فلسطين تا عراق و ايران و حتي در نيويورك، به نفع ارزشهاي انقلابي و اسلامي واقع ميشود، براي آنان كه در دامان فرهنگ توحيدي امام خميني پرورش يافتهاند و براي نسل انقلاب چيز عجيبي نيست بلكه نديدن اين هالههاي نور است كه عجيب و عيب است.»
اين بچه را من نكاشتم … خدا كاشت
اينروزا اينقدر اسم خدا و پيغمبر و امام زمان و ائمه دست مالي هر كس و ناكس شده كه ادم حالش به هم ميخوره از اينهمه ادعاي مقدس مابي ! البته كار امروز و ديروز هم نيست ها …سي ساله كه اينجوريه ! يه زماني گفتن خرمشهر رو خدا ازاد كرد … اقا والله خرمشهر رو خدا ازاد نكرد ! اي كاش اونايي كه اين حرف رو زدن بودن و ميديدن كيا خرمشهر رو ازاد كردن ! خدا هيچكاري نكرد …هيچكار !
تو جبهه هم كه بوديم هي اين بلند گو ميگفت : اي لشگر صاحب زمان اماده باش … اماده باش ! ماها هم همه عبدالله ، ذوق ميكرديم كه اره ما لشگر صاحب زمانيم ! هي گفتن دست خدا بر سر ماست… دست خدا بر سر ماست ! والله دست خدا بر سر ما نبود كه هيچي دست خر هم بر سر ما نبود ! اين حرف ها مال سران مذهبي بود و كم كم باب شد ! ا رييس جمهورمون بند كرد به امام زمان و هي يقه خدا رو گرفت كشيد توي كاراي دولت ! هي از امداد غيبي گفتن … هي بند كردن به مقدسات !
اقا اينقدر اَش شور شده كه فلاني توي فينال گل ميزنه بعد مصاحبه ميكنه ميگه اين گل رو من نزدم خدا زد ! جل الخالق …خداي فوتباليست نديده بودم ديگه …اونم سر زن ! يا تيم ملي به سوريه گل ميزنه مربي تيم ميگه الطاف حضرت زينب و رقيه بود ! اين بچه هاي پيام خراسان هَتكشون پَتك شد تا اومدن تو ليگ برتر بعد مربيشون ميگه اقا امام رضا اين تيم رو برد ليگ برتر ! اقا استقلال قهرمان جام حذفي شده مربيش ميگه استقلال رو خدا قهرمان كرد ! اي بابا … بس كنيد ديگه تو رو به همون خدا ! شده حكايت اون ضرب المثل كه كدخداي ده كه مرغابي بود واي در ان ده كه چه غوغايي بود ! اقا من اون خدا و پيغمبري كه بيان گل بزنن يا تيم ببرن ليگ برتر قبول ندارم … ميترسم فردا يكي بچه اش نابغه بشه بگه اين بچه رو من نكاشتم خدا كاشت ! والله بخدا … از اين ادم دوپاي رياكار هر چي بگي بر مياد !
خاطرات مهندس بازرگان از شوراي انقلاب و دولت موقت:
طالقاني گفت نخست وزيري را قبول نكن، اين آقايان صفا و وفا ندارند
درباره نخست وزيري سكوت و قبولي و اصرار مجدد آقايان روحاني شوراي انقلاب و امام در برابر شرايط و اتمام حجت من باعث تعجبم شد و انتظار آن را نداشتم. بعدها معلوم شد و آقاي خامنهاي رئيسجمهور در يكي از مصاحبههاي اخير خود در دهه فجر اظهار كردهاند كه شخص ديگري را نداشتيم و خودمان هم در آن موقع نميتوانستيم. دوستان و من هم غافل از اين بوديم كه بعداً چه معامله خواهند كرد و مرا بهطور موقت براي جلب اعتماد مردم ايران و خارج و اعتبار انقلاب بهعنوان نردبان قدرت در آنجا ميگذارند و راه و برنامههاي خودشان را گام به گام دنبال خواهند كرد. مرحوم طالقاني توصيه كرده بود نپذيرم و فرموده بود اين آقايان وفا و صفا نخواهند داشت ولي دوستان و خود من در چنان اوضاع و احوال وظيفه شرعي و ملي خودمان را ميدانستيم كه شانه از زير بار مسئوليت خالي نكنيم.....
بوي چفيه رهبر دختري را شفا داد - نشريه داخلي لشكر 41 ثارالله
دخترك 8 ساله بود، اهل كرمان. موقع بازي در كوچه بود كه با اتومبيلي تصادف كرد. ضربه آنقدر شديد بود كه به حالت كما و اغما رفت. حال زهرا هر روز بدتر از روز قبل مي شد. مادرش ديگر نا اميد شده بود. دكترها هم جوابش كرده بودند.
دكتر معالجش -دكتر سعيدي، رزيدنت مغز و اعصاب- مي گويد: زهرا وقتي به بيمارستان اعزام شد ضربه شديدي به مغزش وارد شده بود. براي همين هم نمي توانستيم هيچگونه عملي روي او انجام دهيم. احتمال خوب شدنش خيلي ضعيف بود.
در بخش مراقبتهاي ويژه، پيرزني چند هفته اي است كه بر بالين نوه اش با نوميدي دست به دعا برداشته است
دخترك 8 ساله بود، اهل كرمان. موقع بازي در كوچه بود كه با اتومبيلي تصادف كرد. ضربه آنقدر شديد بود
كه به حالت كما و اغما رفت. حال زهرا هر روز بدتر از روز قبل مي شد. مادرش ديگر نا اميد شده بود. دكترها
هم جوابش كرده بودند.
دكتر معالجش -دكتر سعيدي، رزيدنت مغز و اعصاب- مي گويد: زهرا وقتي به بيمارستان اعزام شد ضربه
شديدي به مغزش وارد شده بود. براي همين هم نمي توانستيم هيچگونه عملي روي او انجام دهيم.
احتمال خوب شدنش خيلي ضعيف بود.
در بخش مراقبتهاي ويژه، پيرزني چند هفته اي است كه بر بالين نوه اش با نوميدي دست به دعا برداشته
است.
اين ايام مصادف بود با سفر رهبر انقلاب به استان كرمان. ولي حيف كه زهرا با مادربزرگش نمي توانستند
به استقبال و زيارت آقا بروند. اگر اين اتفاق نمي افتاد، حتماً زهرا و مادر بزرگش هم به ديدار آقا مي رفتند،
اما حيف ....
خود مادر بزرگ ماجرا را اينطور تعريف مي كند: وقتي آقا آمدند كرمان، خيلي دلم مي خواست نزد ايشان
بروم و بگويم: آقاجان! يك حبه قند يا ... را بدهيد تا به دختر بيمارم بدهم، شايد نور ولايت، معجزه اي كند
و فرزندم چشمانش را باز كند .
مثل كسي كه منتظر است دكتري از ديار ديگري بيايد و نسخه شفا بخشي بپيچد همه اش مي گفتم:
خدايا! چرا اين سعادت را ندارم كه از دست رهبر انقلاب، سيد بزرگوار چيزي را دريافت كنم كه شفاي
بيمارم را در پي داشته باشد. مادربزرگ ادامه مي دهد: آن شب ساعت11 بود. نزديك درب اورژانس كه
رسيدم، مامور بيمارستان گفت: رهبر تشريف آورده اند اينجا. گفتم: فكر نمي كنم، اگر خبري بود سر و
صدايي، استقبالي يا عكس العملي انجام مي شد؛ اما ناگهان به دلم افتاد، نكند كه راست بگويد. به
طرف اورژانس دويدم، نه پرواز كردم. وقتي رسيدم، ديدم راست است. آقا اينجاست. و من در يك قدمي
آقا هستم. با گريه به افرادي كه اطراف آقا بودند گفتم: مي خواهم آقا را ببينم. گفتند: صبر كن، وقتي آقا
از اين اتاق بيرون آمدند، مي تواني آقا را ببيني. وقتي رهبر بيرون آمدند، جلو رفتم. از هيجان مي لرزيدم.
اشك جلوي ديدگانم را گرفته بود و قدرت حرف زدن نداشتم. عاقبت زبان در دهانم چرخيد و گفتم: آقا!
دختر هشت ساله ام تصادف كرده و در كما است. نامش زهرا است. ترا به جان مادرت زهرا(س) يك چيزي
به عنوان تبرك بدهيد كه به بچه ام بدهم تا شفا پيدا كند. آقا بدون تأمل چفيه اش را از شانه برداشت و توي دستهاي لرزان من گذاشت. داشتم بال در مي آوردم. سراسيمه برگشتم و بدون هيچ درنگ و صحبتي فوراً
چفيه متبرك آقا را روي چشمان و دست و صورت زهرا ماليدم و ناگهان ديدم زهرا يكي از چشمانش را باز كرد.
حال عجيبي داشتم. روحم در پرواز بود و جسمم در تلاش براي بهبودي فرزندم كه تا دقايقي پيش، از سلامت
وي قطع اميد كرده بوديم. ساعت 2 بعد از ظهر آن روز، زهرا هر دو چشمش را كاملاً باز كرد و روز بعد هم به
بخش منتقل شد و فردايش هم مرخص گرديد.
زهراي كوچك حالا يك ياد گاري دارد كه خود مي گويد: آن را با هيچ چيز عوض نمي كنم. او مي گويد: اين
چفيه مال خودم است. آقا به من داده، خودم از روي حرم حضرت علي(ع) برداشتم .
مادر بزرگ نيز مي گويد: از آن روز تاكنون فقط يك آرزو دارم. آن هم اين است كه با زهرا به زيارت آقا بروم.
تخليص از نشريه داخلي لشكر 41 ثارالله
يك پرونده فساد اخلاقي ديگر - اخراج برادر وزير آموزش و پرورش
در شرايطي كه بحث هاي گسترده در مورد تخلفات و سوء استفاده هاي دوران تصدي دكتر علي احمدي رياست وقت دانشگاه پيام نور و وزير كنوني آموزش و پرورش در سطح جامعه گسترش مي يابد، دكتر حسيني رئيس جديداين دانشگاه برادر رئيس پيشين را به دلايل اخلاقي، از دانشگاه اخراج كرد.
كارنامه ي "علي احمدي" در جايگاه رياست "دانشگاه پيام نور" كارنامة پرحرف و حديثي بود.او از روز نخست تصدي رياست اين دانشگاه در حال گسترش كه به گفته برخي كارشناسان با هدف به حاشيه راندن و از دور خارج كردن يا كمرنگ ساختن دانشگاه آزاد قرين بود، به تغيير نظام آموزشي و اجرايي اين دانشگاه كمر بست.
به گفته يكي از دانشجويان اين دانشگاه خطوط اصلي سياست علي احمدي همانند ديگر روساي انتصابي دانشگاه ها در دانشگاه پيام نور چند ويژگي داشت كه اين دانشجو آنها را چنين بر مي شمرد:"هم سويي با سياست پاكسازي دولت احمدي نژاد در مراكز آموزش عالي از اساتيد مستقل و دگر انديش از طريق جابجا كردن اساتيد و تهديد كاركنان متخصص و قديمي به بازنشستگي زودهنگام و از كار انداختن بخش هاي مختلف دانشگاه. انحلال عملي بخش هايي از دانشگاه كه براي نظام آموزش نيمهحضوري يا آموزش از راه دور دانشگاه پيام نور جنبه ي حياتي داشت، مانند بخش تهيه و تدوين كتابهاي درسي و كتابخانه."
اين دانشجو ادامه مي دهد: "وارد كردن تعداد كثيري از افراد وابسته به جناح راست و خودي به دانشگاه با هدف تسريع در برنامه پاكسازي و يك دست سازي كاركنان دانشگاه از جمله ديگر سياست هاي آقاي احمدي بود. اين افراد به اصطلاح خودي در بسياري موارد بدون داشتن هيچ مدرك دانشگاهي يا رابطه ي استخدامي مشخص با دانشگاه پيام نور در امور مالي دانشگاه به كار گماشته شدند يا در اين مدت به بستن قراردادهاي خرد و كلان به ايفاي نقش پرداختند."
يكي از استادان بازنشسته شده اين دانشگاه هم ويژگي هاي زير رابراي وزير كنوني آموزش در مقام رئيس دانشگاه پيام نور، مي شمارد: "اعطاي وام هاي بلاعوض تا سقف 160 ميليون ريال و در موارد خاص حتي بالاتر از آن به مديران و معاونان تازه به كار گرفته شده . نكته درخور توجه اينكه در موارد بسياري بازپرداخت اقساط اين وام ها به عهده ي دانشگاه و بر دوش بودجه نحيف آن گذارده شد.همزمان منابع و پست هاي كليدي به اشخاص به اصطلاح خودي، به صرف نزديكي به رئيس دانشكده يا افراد مورد نظر رئيس جمهور و برخي از وزرااختصاص داده شد. به عنوان مثال، پست معاونت اداري و مالي دانشگاه، كه يكي از حساسترين پست هاي دانشگاه پيام نور است، به عهده فردي گذاشته شد كه در كمترين زمان ممكن استفاده هاي فراواني از موقعيت خويش به عمل آورد."
"بستن قراردادهاي كلان با اشخاص مشخص خارج از دانشگاه" براي انجام اموري كه متخصصان داخل دانشگاه با تخصص و تجربي بالاتر به راحتي از عهده ي اجراي آنها برميآمدند. و همچنين "استخدام رسمي يا انتقال و به كارگيري همسران و ديگر وابستگان گروه خودي دربدنه ي دانشگاه" از ديگر مواردي است كه اين استاد دانشگاه به آن اشاره مي كند و به عنوان مثال به ورود همزمان برادر معمم دكتر احمدي، آقاي جشفقاني، به دانشگاه مزبور اشاره مي كند و مي افزايد: "آقاي جشفقاني پس از انتقال برادرش به آموزش و پرورش هم در همين پست ماند تا اينكه چندي پيش به دلايل اخلاقي با تصميم رئيس جديد اخراج شد. برادر خانم و ديگر خويشاوندان نزديك آقاي علياحمدي نيز در مدت رياست او از خوان نعمت استخدام و دخالت در امور دانشگاه بينصيب و به بهره نماندند."
به كارگيري افراد "خودي" و "كارمندان بدون تخصص و تمديد حكم آنها حتي پس از رسيدن به دوران بازنشستگي" تنها به شرط خدمت "در راه پاكسازي و قلع و قمع متخصصان و نابودي بنيان دانشگاه" از ديگر موارد مورد اشاره اين استاد دانشگاه است.به اعتقاد او نتيجه اين سياست ها "گسترش آشفتگي ناشي از سوء مديريت شديد در تمام بخشها" بود كه حاصلي جز نزول استانداردهاي آموزشي در اين دانشگاه نداشت.با اين وصف معاونان انتصابي و افراد به كار گماشته شده، "از جمله معاون منتقل شده از يزد در زمان انتقال دكتر احمدي به وزارت آموزش و پرورش" به بهانه ي قدرداني از رئيس پيشين در مراسم توديع از بودجه ي دانشگاه هداياي فراواني به وي اهدا كردند كه در ميان آنها قاليچههاي نفيس ابريشمي، 15 سكة طلا ومعادل 13 ميليون تومان ديده مي شد.
حالا در شرايطي كه آقاي احمدي به وزارت علوم رسيده، عنوان افتخاري "عضويت هيات امناي دانشگاه پيام نور" را نيز يدك مي كشد؛ امري كه در هر حال باعث اخراج برادرش به اتهام فساد اخلاقي نمي شود.
جديدترين نسخه بيماري امام زاده زدگي در نزديكي مشهد
فروردين امسال خبري در مشهد پيچيده بود مبني بر كشف مقبره 5 امامزاده در روستاي تبادكان. روستايي واقع در 40 كيلومتري شمال شرقي مشهد. خبر رسمي اين كشف را ، وطنخواه ، مدير كل اوقاف و امور خيريه خراسان رضوي در گفتگو با خبرنگاران داده بود: "اين قبور متبركه در اواخر سال گذشته توسط اهالي بومي روستاي تبادكان شناسايي و به تائيد كارشناسان ديني و وقفي و امور خيريه استان رسيده است. براي بازسازي و مرمت اين امامزاده ها اعتباري پيش بيني شده تا زائران اين چهار امامزاده بتوانند به زيارت اين قبور متبركه در رفاه و آسايش كامل بپردازد. او تصريح كرده بود: در هنگام اجراي طرح بهسازي روستاي تبادكان تابوت سنگي در كنار پيكر يكي از نوادگان امام سجاد (ع) وجود داشت كه طبق نوشته هاي روي سنگ و شواهد تاريخي موجود با دقت كارشناسان و اهالي بومي اين روستا و با تاييد اداره كل اوقاف و امور خيريه خراسان رضوي شناسايي و مورد تائيد قرار گرفت. وي افزوده بود: بيش از 400 تا 500 ميليون ريال تاكنون به منظور ساخت و تجهيز مقبره هاي اين چهار امامزاده توسط اهالي روستا و خيرين هزينه شده است"
پس از انتشار اين خبر به زودي ولوله اي در گرفته و همه روزه عده اي از مشهد و اطراف آن براي زيارت به اين ماكن مي شتابند. از اين رو مطابق گفته هاي مدير كل اوقاف مقدمات ساخت مرقد براي "امام زادگان تازه كشف شده" در اين روستا مهيا مي گردد.
براي اطلاع از چندو چون ماجرا، ظهر روز پنجشنبه دوم خرداد 87 به اتفاق برادر و خواهر زاده ام به روستاي تبادكان رفتيم. در تابلوي اصلي اين امام زاده، سال وفات آنها 871 هجري ذكر شده است.
يك محاسبه ساده نشان مي دهد كه با احتساب هر 25 تا 30 سال براي هر تغيير نسلي، اين انسانهاي شريف مدفون در تبادكان، فرزندان نسل 34 و بعد امام حسين مي باشند و با اين فرض خوشبينانه كه تمامي اين پنج نفر جز صلحا و فرزندان پرهيزگار امام حسين باشند، آيا شايسته نيست كه از فردا بر سر مزار هر سيدي در "بهشت رضاي مشهد" يا گورستان هر شهر ديگري، يك "مرقد امام زادگي" ايجاد شود؟
به گمان من تلاش روزافزون اهالي روستا در تبليغ غيرعادي براي اين مكان بيشتر انگيزه مادي دارد تا هر انگيزه اصيل ديگري . اين را وقتي فهميديم كه در پوشش سرمايه گذار (!) قيمت زمين را براي ساختن يك رستوران در نزديكي امام زاده از يك بنگاه جديد التاسيس پرسيديم. زمينهاي باير و خشك روستا ترقي كرده و به قيمتهاي سرسام آوري رسيده بود. از افتتاح فروشگاههاي موقت در اطراف محوطه نيز معلوم مي شود كه ايجاد امام زاده در اين روستا، خيرات خوبي در بر داشته و به تدريج تبديل به منبع خوبي براي كارآفريني اهالي خواهد شد! بي ترديد رونق بيشتر اين مكان زيارتي جديد، مي تواند روستا را از بن بست جغرافيايي و محروميت خارج كرده و توجه مسولان استاني وكشوري را به خود جلب كند تا آباداني بيشتري براي آن ها به ارمغان آورد!!

نام پنج امام زاده مدفون در اين مرقد. توجه كنيد كه نام امام زادگان كاملا فارسي و ايراني است. جز اين هم انتظاري نبايد داشت زيرا سنگ قبرها متعلق به قرن نهم هجري است!
سنگ قبر منسوب به يكي از امام زاده ها
فرد صعب العلاجي كه جهت شفا گرفتن به امام زادگان تبادكان متوسل شده است.

يكي از فروشگاههاي جديد، "محل عرضه سي دي اولين روزهاي امام زادگان تبادكان"! (بلي! دقيقا به همين نام). چون مشتاق بودم بدانم چه اطلاعاتي درون اين سي دي وجود دارد بدون چانه زدن يكي سي دي خريدم. اما در منزل متوجه شدم كه فروشنده مزبور چه فرد فرصت طلبي بوده است! يك فيلم ويدئويي – 107 ثانيه اي- كه با تلفن همراه از محل پي براداري ساختمان فعلي امام زاده برداشته شده است را به مبلغ 700 تومان به من فروخته اند! به زودي آن را در وب قرار خواهم داد.
فروشگاههاي جديد الافتتاح، محل فروش "سوغات متبرك امام زادگان تبادكان"!
منبع : http://www.abayat.ir
خبر كشف قبور امام زادگان در خبرگزاري مهر
قبور چهار امامزاده در روستاي تبادكان مشهد كشف شد
مشهد - خبرگزاري مهر: مدير كل اوقاف و امور خيريه خراسان رضوي از كشف قبور متبركه چهار امامزاده منسوب به امام سجاد(ع) در روستاي تبادكان مشهد در اواخر سال گذشته خبر داد.
به گزارش خبرنگار مهر در مشهد، سيد مهدي وطنخواه ظهر امروز در جمع خبرنگاران در اين اداره افزود: اين قبور متبركه در اواخر سال گذشته توسط اهالي بومي روستاي تبادكان شناسايي و به تائيد كارشناسان ديني و وقفي و امور خيريه استان رسيده است.
وي اظهار داشت: براي بازسازي و مرمت اين امامزاده ها اعتباري پيش بيني شده تا زائران اين چهار امامزاده بتوانند به زيارت اين قبور متبركه در رفاه و آسايش كامل بپردازد.
وطنخواه تصريح كرد: در هنگام اجراي طرح بهسازي روستاي تبادكان تابوت سنگي در كنار پيكر يكي از نوادگان امام سجاد (ع) وجود داشت كخ طبق نوشته هاي روي سنگ و شواهد تاريخي موجود با دقت كارشناسان و اهالي بومي اين روستا و با تاييد اداره كل اوقاف و امور خيريه خراسان رضوي شناسايي و مورد تائيد قرار گرفت.
مدير كل اوقاف و امور خيريه خراسان رضوي تاكيد كرد: پس از كشف مقبره ها شجره نامه ها و نوشته هاي حكاكي شده بر روي مقبره ها صحت نوشته ها و اطلاعات موجود نيز مورد تائيد قرار گرفت.
وي افزود: بيش از 400 تا 500 ميليون ريال تاكنون به منظور ساخت و تجهيز مقبره هاي اين چهار امامزاده توسط اهالي روستا و خيرين هزينه شده است.
وطنخواه افزود: نام هاي نوادگان امام سجاد به ترتيب عبارتند از فاطمه خاتون بنت امير، كمال الدين سيد امير حسين، امير شمس الدين و مير كمال الدين محمود و سنگ ديگر مقبره نيز در حال كارشناسي است كه در اولين فرصت اعلام مي شود.
داشتم از كنار مسجدي كه برام پر از خاطرات دوران كودكي ونوجوانيم بود رد
مي شدم .
ياد غروب ايي افتادم كه مادر بزرگ خدا بيامرزم منو زير چادرش قايم مي كرد
و مي برد بخش زنونه تا با خيال راحت نمازش رو بخونه
يادش بخير اون موقع ها خدا در نظرم اندازه همين مسجد بود
و چقدر محسوس تر!
انگاري رودونه هاي آبي تسبيه مادربزرگم احساسش مي كردم روكاشي
شكسته هاي مسجد رو صداي حوض وسط حياطش, همه جا جاري بود
داخل مسجد شدم و نماز عصر و عشاء و خوندم كه ديدم حاج آقا رفت بالامنبر
و شروع كرد به توصيه هاي متقيانه اش كه چنان كنيد و چنين
مستمعين هم كه به لطف روزگار هي گروه سنيشون بالا و بالاتر ميره هم با
يقين كامل به حاج آقا, تسبيهي مي نداختن و سر به نشانه تاكيد افاضات
تكون مي دادند
تا اينكه وقتي تو حياط مسجد مشغول پوشيدن كفش بودم ديدم حاج اقا با
لبخندي بر لب داره به سمت من مياد
گمونم از اين خوشحال شده بود كه فكر مي كرد مشتري جديد و جووني واسه
تجارت خونش پيدا كرده
منم كه تو اين فكر بودم كه براي خلاص شدن از گفتمان با ايشون بهترين كار
حمله پيش دستانه است سريع كفشم رو پوشيدم و با سرعت به طرف
حاج آقا رفتم
دوتا دستم رو به موازات هم براي دست دادن جلو بردم تا كاملا حاج آقا رو از
اينكه مشتريش حرفه ايه مطمئن كنم
_سلام حاج آقا
_سلام عليكم جوون تقبل الله
_ممنونم حاج آقا حاج آقا يه سوالي داشتم
_بفرماييد جانم در خدمتم(احتمالا فكر كرد مي خوام از محفوظاتشون در مورد
احكام جنابت سوال كنم!)
_حاج آقا اسم پدر حضرت محمد عبدالله ست ايشون تقريبا 80_90 سال قبل از
بعثت پيامبر متولد شده اين عبد الله كه اسم ايشونه يعني عبد كدوم الله؟
_ببينيد پيامبر اكرم آنقدر نزد خداوند عزيز بوده كه در ايه...خداوند ايشون رو به
اسم كوچك صدا ميكنه
_نه حاج آقا متوجه منظورم نشديد من ميگم اينكه اسم پدر ايشون عبد الله بود
اين الله كدوم الله بود كه ايشون عبدش بود اون زمان كه تقريبا 80 سال قبل از
تشكيل اسلام ايشون نامگذاري شده!
_نه اينها همه موحد بودند از ابتدا
_آخه حاج آقا الله نام هيچ خدايي در هيچ ديني نيست موحدين يهوه و.. رو
مي پرستيدند
_ببينيد اين الله يك اسم عربيه اونهام موحد بودند الانم اين ماشين منتظر منه
بايد برم خدا نگهدار
منم لبخندي زدم و رفتم
تو راه به اين نتيجه رسيدم كه اگه در دوران كودكيم اينقدر خدا نزديكم بودبه اين
خاطر بود كه بخش زنونه حاج آقا نداشت!
خدا هرچي كه بود, هرچقدر كه در ذهن محدود من بود ولي خدا بود لطيف بود
همش احساس بود هيچ قيدي نداشت براش مهم نبود اگه من عاشق دختر
همسايم بشم
از خداييش كم نمي شد اگه از روي شيطنت كودكانم دمي به مشروب داييم بزنم
كرمش محدود به اين نبود كه با پاي چپ برم توالت يا راست
خدا برام هرچي خوبي و زيبايي بود خدايي بود كه منو ميديد ولي نگاهش عاشقانه
بودنه انتقام جويانه
خودمونيم ,ولي چه قدر خدام خدا بود!

جشن هاي دوهزار و پانصد ساله؛
جشن هاي هزار و چهارصد ساله،
كدام يك پرهزينه ترند؟
همواره ملايان ادعا مي كنند كه برگزاري جشن هاي دوهزار و پانصد ساله توسط محمد رضا شاه، بسيار تجملاتي و پرخرج بوده است.
جشن هايي كه محمد رضا شاه بر پا مي كرد يك جنبه ي آن حداقل خوب بود و آن اين كه چهره اي زيبا را از مردم و كشور ما به جهانيان نشان مي داد و عظمت و شوكت و بزرگي ايران باستان را به رخ جهانيان مي كشيد اما نكته ي جالب تر اين كه اين جشن ها به تمام ملت ايران مربوط ميشد و فقط مختص به قشر خاصي از جامعه نبود.
بد نيست نگاهي به جشن هايي كه جمهوري اسلامي از فرداي روي كار آمدنش تاكنون برگزار كرده بيندازيم.
جمهوري اسلامي همه ساله ده روز را به نام دهه فجر! جشن مي گيرد، اين جشن در طي اين سي سال هر ساله در تمامي شهرها و كوره دهات هاي ايران برگزار شده است، توجه داشته باشيد كه جشني به نام جشن دوهزار و پانصد ساله فقط يك بار و آن هم فقط در يك مكان برگزار شد اما جشن هاي جمهوري اسلامي در تمام نقاط ايران، در تمامي شهرها(مدارس، موسسات، اداره ها، دانشگاه ها، بانك ها و …….) و حتي در دفاتر فرهنگي و سفارت خانه هاي جمهوري اسلامي در خارج از كشور هم برگزار مي شود.
جشن ميلاد عج يكي از پرهزينه ترين جشن هاييست كه همه ساله در جمهوري اسلامي برگزار مي شود و به جرات مي توان گفت هزينه ي برگزاري اين جشن فقط در يك سال، برابري مي كند با تمامي هزينه هايي كه شاه فقيد براي برگزاري جشن هاي دوهزار و پانصد ساله، كرد.
جشن مبعث نيز از ديگر جشن هاي پرخرجيست كه هر ساله در جمهوري اسلامي برگزار مي شود.
جشن هاي ميلاد امامان دوازده گانه ي شيعيان نيز هر ساله در جاي جاي ايران برگزار مي شود.
جشن غدير، اين جشن نيز همانند جشن ميلاد عج و جشن امامان دوازده گانه ي شيعيان، فقط مختص شيعيان ايرانيست و ساير مردم ايران سهمي در آن ندارند اما هزينه هاي گزاف برگزاري اين جشن ها نيز مانند ساير جشن هاي جمهوري اسلامي از جيب همه ي مردم ايران هزينه مي شود.
جشن عيد فطر، عيد قربان، روز قدس، جشن هسته اي و …… نيز در زمره ي جشن هاي جمهوري اسلامي هستند.
حال به اين جشن ها، هزينه هاي برپايي سيمنارها و همايش هاي مختص شيعيان را اضافه كنيد همانند همايش هايي نظير همايش مهدويت يا قرآن شناسي يا اسلام شناسي يا علل قيام مختار و …. ببينيد چه هزينه ي هنگفتي مي شود.
در كنار برگزاري اين جشن هاي بيهوده، هزينه هاي برگزاري مراسم سوگواري شيعيان را نيز اضافه كنيد، شهادت يا فوت محمد، فاطمه، علي(كل ماه رمضان)، حسن، حسين(دو ماه محرم و صفر)، محمد باقر و …..حسن عسكري.
به اين هزينه ها مي شود هزينه هاي گزاف جمهوري اسلامي در ساخت سريال هاي مذهبي، چاپ و نشر كتب شيعي، سفرهاي استاني هيئت دولت و شخص خامنه اي را نيز افزود، هزينه هاي ميلياردي در استقبال شاهانه از خامنه اي حتي در دوران محمد رضا شاه هم سابقه نداشته است.
ضرر و زياني كه از بابت برگزاري اين گونه جشن هاي ضد ملي و غير ايراني متوجه كشور مي شود بسيار هنگفت است، تصور بفرماييد اگر در ايران ده ميليون نيروي كار وجود داشته باشد و هر كارگر روزي هشت ساعت كار كند و در هر ساعت چهار دلار به اقتصاد مملكت كمك كند مي شود سيصد و بيست ميليون دلار.
هر روزي كه جمهوري اسلامي جشني برپا مي كند و يا مراسم سوگواري اي بر پا مي كند فقط سيصد و بيست ميليون دلار از بابت تعطيلي كشور به اقتصاد ما ضرر مي رسد حال هزينه ي برگزاري آن جشن ها يا سوگواري ها را نيز به اين مبلغ اضافه كنيد تا پي به عمق فاجعه ببريد.
حال خودتان قضاوت كنيد كه جشن هاي دوهزار و پانصد ساله ي محمد رضا شاه پرخرج تر بود يا جشن هاي هزار و چهارصد ساله ي ملايان؟
نجات هفت زن روس كه از بيم قيامت 5 ماه در غار مخفي بودند
هفت زن روس كه به خاطر عقايد فرقه اي و از بيم آخرالزمان و قيامت، ماهها خود را در درون غاري در دل زمين مخفي كرده بودند با كمك مسئولان از غار بيرون آورده شدند.
بر اساس اين گزارش به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس از مسكو ، مسئولان روسيه براي بيرون آوردن اين افراد از مخفيگاهشان مجبور شدند پيوتر كوزنتسوف رئيس اين فرقه را كه ادعاي پيامبري مي كند از بيمارستان رواني بيرون بياورند و به محل غار منتقل كنند.
به گفته مسئولان روسيه ، هنوز بيش از 20 تن ديگر از اعضاي اين فرقه در غار هستند و پيش بيني مي شود اين افراد نيز امروز از غار بيرون بيايند. در ميان افراد باقي مانده در غار 4 كودك زير دو سال ديده مي شوند.
35 تن از هواداران اين فرقه در ماه نوامبر از بيم آخرالزمان كه به اعتقاد آنها در ماه مه رخ خواهد داد ، اين غار را نزديكي يك روستا حفر كردند
آيت الله منتظري و بهائيان: مخالفت سرسخت و حقوق شهروندي
![]() |
| "آيت الله منتظري بر همان مواضع خودشان هستند، آنها را كافر مي دانند و خودشان از مخالفان سرسخت بهاييت بودند" |